چرا خوشبخت نمیشویم
دوستان عزیز سلام در اینجا مفصل به اینکه چرا خوشبخت نیستم یا نمیشوم پرداخته شده است.
در اینجا به مطالب زیر پرداخته شده است :
رابطه گناهان با کم شدن رزق و روزی و بلاها
زیاد شدن روزی با دعای استغفار حضرت علی
بخشیده شدن گناهان به وسیله توبه و نماز شب
رابطه گناهان با کم شدن رزق و روزی و بلاها
رسول خدا فرمود اند که عبادت ده جز دارد ،و نه جزء آن کسب روزی حلال است.
دوستان عزیزم بیاید زینت ائمه باشیم و برای آنها ننگ و مایهی سرافکندگی نباشیم ( بیشتر توضیح نمیدهم فقط بگویم ما که میگویم شیعه حق است پس بیاید با رفتارمان زینت امامان باشیم و یک شیعه واقعی باشیم و اگر نمیتوانیم شیعه واقعی باشیم بیاید یک دوستدار و محب باشیم. و اگر نتوانستیم یک انسان درستکار باشیم. هرچند اعمال ما آسیبی به آن بزرگوران نمیرساند چون در قران امده است : هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است و هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد و ما تا پيامبرى برنينگيزيم به عذاب نمىپردازيم( سوره اسراء ایه 15 )
حال به رابطه گناهان با کم شدن رزق و روزی و بلاها در قران و احادیث معتبر می پردازیم.
هشام بن سالم، از اصحاب امام صادق (عليه السلام) از آن حضرت نقل ميكند:
هيچ رگي زده نشود و پايي به سنگ نخورد و درد سر و مرضي پيش نبايد، مگر به جهت گناهي كه انسان مرتكب شده است و همين است كه خداي عز و جل در كتابش فرمايد: «هر مصيبتي كه به شما برسد، براي كاريست كه به دست خود كردهايد و خدا از بسياري از گناهان هم گذشت ميكند». سپس حضرت فرمود: آنچه خدا از آن ميگذرد، بيشتر است از آنچه كه از آن مؤاخذه ميكند.(1 )
در روايتي از امام باقر (عليه السلام) آمده است كه ميفرمايد:
همانا بندهاي مرتكب گناه ميشود و روزي از او بركنار ميگردد.
از طرفي هم آمده است كه اگر كسي توبه كند و استغفار كند، روزي زياد ميگردد و قرآن ميفرمايد:
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا / يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا
طلب آمرزش كنيد از پروردگارتان كه آمرزنده گناهان ميباشد / از آسمان براي شما باران پي در پي ميفرستد.
سوره نوح/آيه11ـ10
لذا، بهترين راه اين است كه انسان تلاش كند استغفار از زبانش قطع نشود؛ در حال بلند شدن، راه رفتن، برگشتن، اشتغال به كار. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد:
ليغان علي قلبي و إني لاستغفر الله في كل يوم سبعين مرة.
من هر روز 70 مرتبه استغفار ميكنم، چون قلب انسان را زنگار ميگيرد.( 2 )
لذا استغفار، يكي از عواملي است كه گناهان را از بين ميبرد:
التائب من الذنب، كمن لا ذنب له.
كسي كه از گناه توبه كند، مانند كسي است كه گناهي نكرده است.( 3 )
زیاد شدن روزی با دعای استغفار حضرت علی
استغفار كردن يكي از عوامل زياد شدن رزق و روزي است. مخصوصا اگر از زبان ابوتراب باشد.
امام رضا ، از پدرانش ، از امام سجاد ، و او از پدرش امام حسين عليهمالسلام نقل مىكند:
روزى در خدمت حضرت على عليهالسلام نشسته بودم كه مرد عربى وارد شد و گفت: اى اميرالمؤمنين مردى هستم عيال وار و از مال دنيا چيزى ندارم.
امام عليهالسلام فرمود: اى برادر عرب چرا استغفار نمىكنى تا حالت اصلاح شود، مرد عرب گفت: اى اميرالمؤمنين من بسيار استغفار مىكنم و حالم تغيير مىكند، امام فرمود:
خداوند مىفرمايد :
«اِسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ اِنَّهُ كانَ غَفّارا يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْرارا وَ يُمْدِدْكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ اَنْهارا»
از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او بسيار آمرزنده است بارانهاى پربركت آسمان را پىدرپى بر شما فرو مىفرستد و اموال وفرزندان شما را افزون مىكند و براى شما باغهاىخرم وسر سبز ونهرهاى آب جارى قرار مىدهد.
اينك من استغفارى به تو ياد مىدهم كه هنگام خواب آن را بخوان تا خداوند روزيت را زياد گرداند. آنگاه حضرت امير عليه السلاماستغفارى را نوشت و به مرد عرب داد و فرمود: هنگامى كه خواستى بخوابى و به بستر بروى اين استغفار را با حالت گريه بخوان و اگر گريهات نيامدخود را به حالت گريه كنندگان در آور.
امام حسين عليهالسلام مىفرمايد: در سال بعد، مرد عرب نزد پدرم آمد و گفت: اى اميرالمؤمنين خداوند نعمتش را بر من تمام نموده تا آنجا كه جائى براى نگهدارى مال وحيوانات خود ندارم، امام عليهالسلامفرمود: اى برادر عرب، سوگند به خدائى كه محمد را به حق به رسالت برگزيد، هيچ بندهاى اين استعفار را نمىخواند جز آنكه خداوند گناهانش را آمرزيده و حوائج مشروعش را بر آورده مىسازد، و به بركت اين استغفار مال و فرزندانش را افزايش مىيابد. ( 4)
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلَّ ذَنْبٍ قَوِىَ عَلَيْهِ بَدَنى
پروردگارا ! طلب بخشش مىكنم از هرگناهى كه در اثر سلامتى كه
به من دادى بر آن
بِعافِيَتِكَ، اَوْ نالَتْهُ قُدْرَتى بِفَضْلِ
نِعْمَتِكَ، اَوْ بَسَطْتُ
گناه نيرو گرفتم و بوسيله نعمتهاى تو بر آن گناه، توانمند شدم و يا در اثر
فراوانى
اِلَيْهِ يَدى بِسابِغِ رِزْقِكَ، اَوْ اِتَّكَلْتُ
فيهِ عِنْدَ خَوْفى
روزى به گناهان جرأت يافتم و به هنگام ترس از گناه به مهلتى كه به من داده
بودى
مِنْهُ عَلى اَناتِكَ اَوْ اِحْتَجَبْتُ فيهِ مِنَ
النّاسِ بِسِتْرِكَ،
تكيه زدم و يا در سايه پرده پوشى تو، گناهم را از مردم مخفى كردم
اَوْ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِكَ عَلَىَّ فيهِ
بِحِلْمِكَ، اَوْ عَوَّلْتُ
و از قهر و غضب تو، به حلم و بردبارى تو خاطرجمع شدم و بر كرم و بخشش تو
فيهِ عَلى'كَرَمِ عَفْوِكَ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ
دل بستم. پروردگارا ! طلب بخشش مىكنم از هر گناهى كه در امانت خويش
خُنْتُ فيهِ اَمانَتى، اَوْ بَخَّسْتُ بِفِعْلِهِ
نَفْسى، اَوْ
خيانت كردم و يا خود را در برابر گناه به اندك لذت نفسانى فروختم
اِحْتَطَبْتُ بِهِ عَلى بَدَنى، اَوْ قَدَّمْتُ فيهِ
لَذَّتى، اَوْ
و يا بدن خود را هيزم آتش دوزخ ساختم و يا لذتهاى نفسانى خود را بر اوامر
مقدّم
اثَرْتُ فيهِ شَهْوَتى، اَوْ سَعَيْتُ فيهِ لِغَيْرى،
اَوْ
داشتم يا شهوت خود را بر رضاى تو ترجيح دادم و يا بخاطر ديگران كوشيدم
اِسْتَغْوَيْتُاِلَيْهِ مَنْ تَبَعَنى اَوْ كايَدْتُ
فيهِ مَنْ مَنَعَنى،
و يا دنباله روندگان خود را گمراه ساختم يا آن ممانعت كنندگان خود را فريب
دادم
اَوْ قَهَرْتُ عَلَيْهِ مَنْ عادانى، اَوْ غَلَبْتُ
عَلَيْهِ بِفَضْلِ
و يا خوار كردم آنكه با من دشمنى كرد و با انواع مكر و حيله به دشمنانم چيره شدم
حيلَتى، اَوْ اَحَلْتُ عَلَيْكَ مَوْلاىَ، فَلَمْ
تَغْلِبْنى عَلى
و با تو نيز از در مكر و حيله بر آمدم ولى مرا دچار غضب خود نساختى
فِعْلى، اِذْ كُنْتَ كارِهالِمَعْصِيَتى فَحَلُمْتَ
عَنّى، لكِنْ
آنگاه كه از گناهانم ناراحت بودى، بردبارى نمودى. آرى!
سَبَقَ عِلْمُكَ فِىَّ بِفِعْلى ذلِكَ،
لَمْتُدْخِلْنى يارَبِّ فيهِ
از روز ازل از گناهانم آگاه بودى و اين آگاهى تو مرا به گناه مجبور نساخت
جبْرا، وَلَمْتَحْمِلْنى عَلَيْهِ قَهْرا،
وَلَمْتَظْلِمْنى فيهِ شَيْئا
و به زور بر من اين گناهان را تحميل نكرد و بر من ستم روا نداشتى
فَاَستَغْفِرُكَ لَهُ وَلِجَميعِ ذُنُوبى اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ
از آن گناه و تمام گناهانم، طلب مغفرت مىكنم. پروردگارا ! استغفار مىكنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ اِلَيْكَ مِنْهُ وَاَقْدَمْتُ
عَلى فِعْلِهِ
از هر گناهى كه از آن توبه نمودم ولى دوباره مرتكب آن شدم
فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْكَ وَاَنَا عَلَيْهِ،
وَرَهِبْتُكَ وَاَنَا فيهِ
واز تو حيا نمودم ولى آلوده شدم واز تو مىترسيدم، ولى اجتناب نمىكردم
تَعاطَيْتُهُ وَعُدْتُ اِلَيْهِ، اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
و به تو قول ترك گناه دادم ولى دوباره برگشتم. پروردگارا ! استغفار مىكنم
براى هر
كَتَبْتَهُ عَلَىَّ بِسَبَبِ خَيْرٍ اَرَدْتُ بِهِ
وَجْهَكَ فَخالَطَنى
گناهىكه بر من نوشتهاى به سبب كار نيكى كه بخاطر تو آغاز كردم ولى با نيت
غير تو
فيهِ سِواكَ وَشارَكَ فِعْلى ما لا يَخْلُصُ لَكَ
اَوْ وَجَبَ
مخلوط گرديد و آميخته شد كار من با چيزى خالص براى تو نبود و يا با عملى كه بر من
عَلَىَّ ما اَرَدْتُ بِهِ سِواكَ، وَكَثيرٌ مِنْ
فِعْلى مايَكُونُ
واجب بود، غير تو را اراده
نمودم و اكثر كارهاى من
اين چنين است.
كَذلِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
ذَنْبٍ تَوَرَّكَ عَلَىَّ
پروردگارا ! طلب مغفرت مىكنم بر هر گناهى كه بر من تحميل شده
بِسَبَبِ عَهْدٍ عاهَدْتُكَ عَلَيْهِ اَوْ عَقْدٍ
عَقَدْتُهُ لَكَ، اَوْ
به سبب عهدى كه با تو بستم و يا قولى كه به تو دادم و يا
ذِمَّةٍ واثَقْتُ بِها مِنْ اَجْلِكَ لاَِحَدٍ مِنْ
خَلْقِكَ، ثُمَّ
پيمانى كه بخاطر تو با يكى از مخلوقات تو بستم ولى
نَقَضْتُ ذلِكَ مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ لَزِمْتَنى
فيهِ، بَلْ
تمامى اين عهد و پيمانها را شكستم بدون آنكه مجبور بشوم بلكه
اِسْتَزَلَّنى اِلَيْهِ عَنِ الْوَفاءِ بِهِ
الاَْشَرُ وَمَنَعَنى عَنْ
طغيان من باعث لغزش و بىوفايى من شد و كور دلى من مانع
رِعايَتِهِ الْبَصَرُ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ رَهِبْتُ
وفادارى من شد. پروردگارا ! من طلب مغفرت و بخشش مىكنم براى هر گناهى كه
از
فيهِ مِنْ عِبادِكَ وَخِفْتُ فيهِ غَيْرَكَ
وَاسْتَحَيَيْتُ فيهِ مِنْ
بندگان تو واهمه داشتم و از غير تو مىترسيدم و از مخلوقات تو حيا مىكردم
خَلْقِكَ ثَمَّ اَفْضَيْتُ بِهِ فِعْلى اِلَيْكَ،
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ
ولى تمام آن كارها را در برابر تو مرتكب مىشدم، خداوندا ! طلب مغفرت
مىكنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ اَقْدَمْتُ عَلَيْهِ وَاَنَا
مُسْتَيْقِنٌ اَنَّكَ تُعاقِبُ
از هر گناهى كه به آن اقدام كردم با اينكه يقين داشتم كه
تو مرتكب آن گناه را
عَلَى ارْتِكابِهِ فَارْتَكَبْتُهُ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
كيفر خواهى داد ولى مرتكب شدم. پروردگارا ! استغفار مى كنم براى هر گناهى كه
ذَنْبٍ قَدَّمْتُ فيهِ شَهْوَتى عَلى طاعَتِكَ وَ
اثَرْتُ
شهوت و خواستههاى نفسانى خود را بر اطاعت تو مقدم داشتم و محبت
مَحَبَّتى عَلى اَمْرِكْ، وَاَرْضَيْتُ فيهِ نَفْسى
بِسَخَطِكَ
خود را بر دستور تو ترجيح دادم و نفس خويش را با غضب تو راضى كردم
وَقَدْ نَهَيْتَنى عَنْهُ بِنَهْيِكَ، وَتَقَدَّمْتَ
اِلَىَّ فيهِ بِاِعْذارِكَ
و حال آنكه از همه اينها مرا نهى نموده بودى و راه هرگونه عذر را بر
من بسته بودى
وَاحْتَجَجْتَ عَلَىَّ فيهِ بِوَعيدِكَ اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ
و با تهديدهاى خود، حجّت را بر من تمام كرده بودى، خدايا ! استغفار مىكنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ عَلِمْتُهُ مِنْ نَفْسى، اَوْ
ذَهَلْتُهُ اَوْ نَسيتُهُ اَوْ
از هر گناهى كه آگانه و يا ناخود آگاه و يا از روى فراموشى،
تَعَمَّدْتُهُ اَوْ اَخْطَأْتُهُ، مِمّا لا اَشُكُّ
اَنَّكَ سائِلى عَنْهُ،
و يا عمدى و يا اشتباهى، مرتكب شدم و هيج شكى ندارم كه تو بازخواست
مىكنى
وَاَنَّ نَفْسى مُرْتَهَنَةٌ بِهِ لَدَيْكَ، وَاِنْ
كُنْتُ قَدْ نَسيتُهُ اَوْ
و جان من، در گرو اين گناهان است، اگرچه فراموش كردهام و يا
غَفَلْتْ نَفْسى عَنْهُ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
غفلت نمودهام. پروردگارا ! طلب بخشش مىكنم از هر گناهى كه
واجَهْتُكَ بِهِ وَقَدْ اَيْقَنْتُ اَنَّكَ تَرانى،
وَاَغْفَلْتُ اَنْ
در برابر تو انجام دادهام و يقين دارم كه تو در حال گناه، مرا مىديدى و
غفلت كردم
اَتُوبَ اِلَيْكَ مِنْهُ، اَوْ نَسيتُ اَنْ اَتُوبَ
اِلَيْكَ مِنْهُ، اَوْ
از اينكه توبه كنم و يا فراموش نمودم از آن گناه برگردم يا
نَسيتُ اَنْ اَسْتَغْفِرَكَ لَهُ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
فراموش كردم كه از آن گناه استغفار نمايم. پروردگارا! استغفار مىكنم از هر
گناهى
دَخَلْتُ فيهِ، وَاَحْسَنْتُ ظَنّى بِكَ اَنْ
لاتُعَذِّبَنى عَلَيْهِ
كه داخل آن شدم و به تو خوش بين بودم كه مرا بخاطر آن، عذاب نخواهى
كرد
وَاَنَّكَ تَكْفينى مِنْهُ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
و مرا مورد عنايت خويش قرار خواهى داد. پروردگارا ! استغفار مى كنم از
هرگناهى
اسْتَوْجَبْتُ بِهِ مِنْكَ رَدَّ الدُّعاءِ،
وَحِرْمانَ الاِْجابِةِ،
كه بخاطر آن، مستحق شدم دعاهايم قبول نشود و از اجابت محروم گردم
وَخَيْبَةَ الطَّمَعِ، وَانْفِساخَ الرَّجاءِ،
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ
و به آرزوهايم نرسم و اميدهايم گسسته شود. پروردگارا ! طلب بخشش مىكنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ يُعَقِّبُ الْحَسْرَةَ، وَيُورِثُ
النَّدامَةَ،
از هر گناهى كه باعث حسرت وافسوسى من شود و موجب پشيمانىام گردد
وَيَحْبِسُ الرِّزْقَ، وَيَرُدُّ الدُّعاءَ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ
وروزى مرا باز دارد و دعاهاى مرا ردّ كند. پروردگارا ! طلب مغفرت
مىكنم
لِكُلِّ ذَنْبٍ يُورِثُ الاَْسْقامَ وَيُعَقِّبُ
الضَّناءَ وَيُوجِبُ
از هر گناهى كه باعث بيمارى و مريضى طولانى من شود و موجب
النِّقَمَ وَيَكُونُ آخِرُهُ حَسْرَةً وَنِدامَةً
اَللّهُمَّ اِنّى
مكافات من و عاقبت جز افسوس و پشيمانى نداشته باشد. پروردگارا !
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسانى،
اَوْهَشَّتْ اِلَيْهِ
طلب بخشش مىكنم از هر گناهى كه زبانم آن را ستود و نفسم از آن خوشنود
نَفْسى، اَوْ اِكْتَسَبْتُهُ بِيَدى وَهُوَ عِنْدَكَ
قَبيحٌ تُعاقِبُ
گرديد و به دست خود آن را مرتكب شدم و حال آنكه آن گناه، نزد تو زشت
بود و بر
عَلى مِثْلِهِ وَتَمْقُتُ مَنْ عَمِلَِهُاَللّهُمَّ
اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
همانند آن كيفر مىدهى ومرتكب آن را دشمن مىدارى. پروردگارا ! استغفار مىكنم
ذَنْبٍ خَلَوْتُ بِهِ فى لَيْلٍ اَوْنَهارٍ، حَيْثُ
لايَرانى اَحَدٌ
براى هر گناهى كه در شب يا روز ، در خلوت و در جائى كه كسى مرا نمىديد
مِنْ خَلْقِكَ، فَمِلْتُ فيهِ مِنْ تَرْكِهِ
بِخَوْفِكَ اِلى اِرْتِكابِهِ
بجاى ترك آن گناه، بسبب ترس از تو، آن را مرتكب شدم واين بخاطر خوش گمانى
بِحُسْنِ الظَّنِّ بِكَ، فَسَوَّلَتْ لى نَفْسِى
الاِْقْدامَ عَلَيْهِ
من به تو بود آرى نفس من آن را برايم زينت داد و مرا وادار كرد
به ارتكاب گناه
فَواقَعْتُهُ، وَاَنَا عارِفٌ بِمَعْصِيَتى لَكَ فيهِ
اَللّهُمَّ اِنّى
در حاليكه مىدانستم آن عصيان، نافرمانى توست. خدايا! از تو
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اسْتَقْلَلْتُهُ
اَوِاسْتَصْغَرْتُهُ، اَوِ
آمرزش مىخواهم براى هر
گناهى كه آن را كوچك
دانستم و يا سبك شمردم
اسْتَعْظَمْتُهُ وَتَوَرَّطْتُ فيهِ،
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
يا بزرگ انگاشتم ، ولى مرتكب آن گرديدم، خدايا از تو آمرزش
مىخواهم براى هر
ذَنْبٍ ما لَئْتُ فيهِ عَلى اَحَدٍ مِنْ بَرِيَّتِكَ،
اَوْ زَيَّنْتُهُ
گناهى كه در آن، به يكى از بندگانت يارى كردم ، يا براى خود آن را تزيين دادم،
لِنَفْسى، اوْ اَوْ مَأْتُ بِهِ اِلى غَيْرى،
وَدَلَلْتُ عَلَيْهِ
يا آن را به ديگرى اشاره نموده و ديگران را به آن راهنمايى كردم ،
سِواىَ، اَوْ اَصْرَرْتُ عَلَيْهِ بِعَمْدى، اَوْ
اَقَمْتُ عَلَيْهِ
يا عمدا بر آن اصرار ورزيدم، يا با حيله ومكر بر انجامش ادامه
بِحيلَتى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
ذَنْبٍ اسْتَعَنْتُ عَلَيْهِ
دادم. خدايا! از تو آمرزش مىخواهم براى هر گناهى كه با مكر وحيله يارى جستم
بِحيلَتى بِشَىْءٍ مِمّا يُرادُ بِهِ وَجْهُكَ، اَوْ
يُسْتَظْهَرُ بِمِثْلِهِ
بوسيله كارى كه براى رضاى بايد انجام مىگرفت ، يا به مانند آن بر طاعت تو
بايد
عَلى طاعَتِكَ، اَوْ يُتَقَرَّبُ بِمِثْلِهِ
اِلَيْكَ، وَوارَيْتُ عَنِ
يارى جسته مىشد، يا به مانند آن به تو بايد نزديك مىشد، و آن گناهرا از
مردم پنهان
النّاسِ وَلَبَّسْتُ فيهِ، كَاَنّى اُريدُكَ
بِحيلَتى، وَالْمُرادُ
داشتم و امر را بر آنان مشتبه گرداندم، گويا با حيله مىخواستم بنمايانم كه قصدم
بِهِ مَعْصِيَتُكَ وَاَلهَوى فيهِ مُتَصَرِّفٌ عَلى
غَيْرِ طاعَتِكَ
رضاى توست، در حاليكه نافرمانى تو بود، هواى نفس آن كار رابراى نافرمانىتو
انجام
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ
كَتَبْتَهُ عَلَىَّ بِسَبَبِ
مىداد. خدايا! از تو آمرزش مىخواهم براى هر گناهى كه آنرا برايم نوشتهاى، به
سبب
عُجْبِ كانَ بِنَفْسى اَوْ رِياءٍ اَوْ سُمْعَةٍ،
اَوْ خُيَلاءَ اَوْ
خودپسندى نسبت به خود ، يا بخاطر رياء يا به خود نمايى يا تكبّر ،
فَرَحٍ اَوْ مَرَحٍ، اَوْ اَشَرٍ اَوْ بَطَرٍ، اَوْ
حِقْدٍ اَوْ حَمِيَّةٍ، اَوْ
يا ناسپاسى، يا شادمانى بى مورد، يا طغيان در نعمت يا كينه ، يا تعصّب
غَضَبٍ اَوْ رِضًى، اَوْ شُحٍّ اَوْ بُخْلٍ، اَوْ
ظُلْمٍ اَوْ خِيانَةٍ،
يا غضب ، يا از خود راضى شدن، ياتنگ نظرى، يا بخل ،يا ظلم ، يا خيانت،
اَوْ سِرْقَةٍ اَوْ كِذْبٍ، اَوْ لَهْوٍ اَوْ لَعْبٍ
، اَوْ نَوْعٍ مِنْ اَنْواعِ
يا دزدى ، يا دروغ، يا كارهاى بيهوده ، يا هوسرانى، يا به نوع از
انواعى كه بمانند
ما يُكْتَسَبُ بِمِثْلِهِ الذُّنُوبُ، وَيَكُونُ
بِاجْتِراحِهِ
آن گناه انجام مىگيرد و با ارتكاب آن، انسان به هلاكت مىرسد
الْعَطَبُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
ذَنْبٍ سَبَقَ فى
خدايا! از تو آمرزش مىخواهم براى هر گناهى كه در علمت مقدّر شده
عِلْمِكَ اَنّى فاعِلُهُ فَدَخَلْتُ فيهِ بِشَهْوَتى
وَاجْتَرَحْتُهُ
كه من آن را مرتكب مىگردم، و با ميل نفسانى خودم بر آن گناه وارد شده و به اراده
بِاِرادَتى، وَقارَفْتُهُ بِمَحَبَّتى وَلَذَّتى
وَمَشِيَّتى، وَشِئْتُهُ
خود آنرا مرتكب گرديدم، و با محبت و لذت آنرا انجام داده، و آن گناه را
خواستم
اِذْ شِئْتَ اَنْ اَشاءَهُ، وَاَرَدْتُهُ اِذْ
اَرَدْتَ اَنْ اُريدَهُ،
زيرا تو خواستى كه آنرا بخواهم، و اراده نمودم آنگاه كه اراده نمودى تا
آنرا اراده
فَعَمِلْتُهُ اِذْ كانَ فى قَديمِ تَقْديرِكَ وَنافِذِ
عِلْمِكَ اَنّى
نمايم، و آنرا مرتكب گرديدم زيرا در تقدير ازلى و علم نافذ تو مقدّر
شده بود كه آنرا
فاعِلُهُ، لَمْ تُدْخِلْنى فيهِ جَبْرا، وَلَمْ
تَحْمِلْنى عَلَيْهِ
انجام دهم، به اجبار مرا در آن گناه وارد نساختى، و به زور بر من تحميل
ننمودى،
قَهْرا، وَلَمْ تَظْلِمْنى فيهِ شَيْئا،
فَاَسْتَغْفِرُكَ لَهُ وَلِكُلِّ
و در ارتكار آن گناه بمن ستم روا نداشتى، پس براى آن گناه و هر گناهى
كه علم تو به
ذَنْبٍ جَرى بِهِ عِلْمُكَ عَلَىَّ وَفِىَّ اِلى
آخِرِ عُمْرى
آن تعلق گرفته كه تا آخر عمر آنرا مرتكب
مىشوم از تو استغفار و طلب آمرزش دارم
اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ مالَ بِسَخَطى فيهِ عَنْ
خدايا! از تو آمرزش مىخواهم براى هر گناهى كه بوسيله غضبم مرا
از خشنوديت دور
رِضاكَ، وَمالَتْ نَفْسى اِلى رِضاكَ فَسَخِطْتُهُ،
اَوْ
ساخت، و قلبم به خشنوديت مايل گرديد ولى از آن بدم آمد ، يا
رَهِبْتُ فيهِ سِواكَ، اَوْ عادَيْتُ
فيهِاَوْلِياءَكَ، اَوْ والَيْتُ
از غير تو در آن هراس داشتم ، يا در آن با اولياى تو به دشمنى پرداخته، يا
با دشمنانت
فيهِ اَعْداءَكَ، اَوِ اخْتَرْتُهُمْ عَلى
اَصْفِياءِكَ، اَوْ خَذَلْتُ
دوستى برقرار نمودم، يا دشمنانت را بر برگزيدگانت ترجيح دادم، يا دوستانت را خوار
فيهِ اَحِبّاءَكَ اَوْ قَصَّرْتُ فيهِ عَنْ رِضاكَ يا
خَيْرَ
گرداندم، يا در آن از بدست آوردن رضايت تو كوتاهى كردم، اى بهترين
الْغافِرينَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
ذَنْبٍ تُبْتُ اِلَيْكَ
آمرزندگان. خدايا! از تو آمرزش مىخواهم براى هر گناهى كه از آن بسويت توبه
مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فيهِ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما
اَعْطَيْتُكَ مِنْ نَفْسى
نموده ولى دوباره آن را مرتكب شدم، از تو آمرزش مىخواهم براى پيمانهائى
ثُمَّ لَمْ اَفِ بِهِ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِلنِّعْمَةِ
الَّتى اَنْعَمْتَ بِها
كه با تو بستم ولى وفا ننمودم، و از تو آمرزش مىخواهم براى نعمتهائى كه
بمن عنايت
عَلَىَّ، فَقَوَّيْتُ بِها عَلى مَعْصِيَتِكَ،
وَاَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ
نمودى و به وسيله آن نعمتها بر گناهت يارى جستم، و از تو آمرزش مىجويم
براى
خَيْرٍ اَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ فَخالَطَنى ما لَيْسَ
لَكَ وَ
كارهاى نيكى كه قصدم رضاى تو بود ولى غير تو در آن داخل شد.
اَسْتَغْفِرُكَ لِما دَعانى اِلَيْهِ الرُّخَصُ فيَما
اشْتَبَهَ عَلَىَّ
و از تو آمرزش مىخواهم از آنچه مجوّزات تو در امور مشتبه مرا به كارهايى وا داشت
مِمّا هُوَ عِنْدَكَ حَرامٌ، وَاَسْتَغْفِرُكَ
لِلذُّنُوبِ الَّتى
كه نزد تو حرام بود، و از تو آمرزش مىخواهم از آن گناهانى كه
لايَعْلَمُها غَيْرُكَ وَلايَطَّلِعُ عَلَيْها
سِواكَ، وَلايَحْتَمِلُها
جز تو بدان آگاه نيست و از آن مطلّع نمىباشد، و جز بردبارى تو چيزى آن را
تحمّل
اِلاّ حِلْمُكَ وَلايَسَعُها اِلاّ عَفْوُكَ
وَاَسْتَغْفِرُكَ وَاَتُوبُ
نمىكند، و جز عفو گسترده تو چيزى آن را فرانمىگيرد، پروردگارا از تو
آمرزش
اِلَيْكَ مِنْ مَظالِمَ كَثيرَةٍ لِعِبادِكَ قِبَلى،
يا رَبِّ فَلَمْ
خواسته و به سويت توبه مىكنم از ظلمها وحقوق بسيارى كه از بندگانت نزد من هست
اَسْتَطِعْ رَدَّها عَلَيْهِمْ وَتَحْليلَها
مِنْهُمْ، اَوْ شَهِدُوا
چون نيستند نمىتوانم آن حقوق را به آنان بر گردانم و از خود راضى كنم ، يا
هستند
فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ اِسْتِحْلالِهِمْ وَالطَّلَبِ
اِلَيْهِمْ وَاِعْلامِهِمْ
ولى خجالت مىكشم از آنان حليّت بگيرم و از آنان طلب بخشش نمايم وآ نان را
به
ذلِكَ، وَاَنْتَ الْقادِرُ عَلى اَنْ تَسْتَوْهِبَنى
مِنْهُمْ
اين حقوق آگاهشان سازم و تو قادرى از آنان بخواهى كه مرا ببخشند
وَتُرْضِيَهُمْ عَنّى كَيْفَ شِئْتَ، وَبِما شِئْتَ
يا اَرْحَمَ
از من راضى گردند، بهر گونه كه بخواهى و در مقابل هرچه كه بخواهى، اى
الرّاحِمينَ وَاَحْكَمَ الْحاكِمينَ وَخَيْرَ
الْغافِرينَ اَللّهُمَّ
مهربانترين مهربانان ، و بهترين حكم كنندگان ، و بهترين بخشندگان خداوندا!
اِنَّ اسْتِغْفارى اِيّاكَ مَعَ الاِْصْرارِ لَوْمٌ،
وَتَرْكِىَ
اين استغفار من با اصرار بر گناه، مايه سرزنش و توبيخ من است، و ترك
استغفار
الاِْسْتِغْفارَ مَعَ مَعْرِفَتى بِسَعَةِ جُودِكَ
وَرَحْمَتِكَ عَجْزٌ،
با شناختى كه از گستردگى جود و رحمتت دارم مايه ناتوانى من است، پروردگارا
چه بسيار بمن
فَكَمْ تَتَحَبَّبُ اِلَىَّ يا رَبِّ وَاَنْتَ
الْغَنِىُّ عَنّى، وَكَمْ
محبتها مىنمايى در حاليكه از من بىنيازى، و چه بسيار باتو دشمنى
مى ورزم در حاليكه به تو
اَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ
وَاَنَا الْفَقيرُ اِلَيْكَ وَاِلى رَحْمَتِكَ، فَيامَنْ وَعَدَ فَوَفَي
وَاَوْعَدَ فَعَفا،
و به رحمتت نيازمندم، پس اى آنكه وعده نمودى و وفا كردى ، و تهديد نمودى و از آن
اِغْفِرْلى خَطاياىَ وَاعْفُ وَارْحَمْ
وَاَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ
گذشتى،خطاهايم را ببخش و از من در گذر و مرا مشمول رحمتت قرار ده، و تو
بهترين مهربانانى.
بخشیده شدن گناهان به وسیله توبه و نماز شب
حال که دعای زیاد شدن روزی را یاد گرفتیم باید کاری کنیم تا گناهانمان که در روز انجام داده ایم پاک شود . بهترین کار توبه و خواندن نماز شب میباشد.
حقیقت توبه این است که خداوند این نعمت را به بندگان خود هدیه کرده است و حضرت علی می فرماید که توبه دل ها را پاک میکند و گناهان را میشوید (5) و به این علت است که رسول خدا فرموده : کسی که از گناه توبه کرده مانند کسی است که گناه نکرده است (6)
حال مراحل توبه چگونه است :
مرحله اول : پشیمانی از گذشته است یعنی انسان دچار غم و اندوه و حسرت میشود و شیرینی گناه به تلخی تبدیل میشود. و تا زمانی که شیرینی گناه در دلمان باشد توبه ما پذیرفته نخواهد شد (7)
توبه بر لب ، سبحه بر کف دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
مرحله دوم : توبه تصمیم بر عدم بازگشت به گناه است یعنی شیرینی همچین گناهی در دل ما میمیرد.دقت کنید امام رضا فرموده است که کسی که استغفار کند و در عین حال گناهانش را انجام دهد مانند کسی است که پروردگارش را نعوظ به اله مسخره کرده است (8)
مرحله سوم : جبران حقوق ضایع شده مردم میباشد : مثلا اگر دروغی یا تهمتی یا غیبتی انجام داده از فرد حلالیت بطلبد و هر طور شده است رضایت طرف را بگیرد تا در آن دنیا آواره نشوید. و اگر به آنها دسترسی ندارید برایشان صدقه و دعای خیر نماید. ( دوستان مواظب شیطان باشد گناهان ساده مثل لغویات زبان مثل غیبت و تهمت ، در برزخ ما را وادرا به خوردن گوشت حیوانی که مرده است و بوی تعفن آن مشمئز کننده است نیندازد یا بر اثر شنیدن غیبت از گوشهایمان در برزخ آتش بیرون نیاید. یا از دروغ غافل نشوید چون دروغ کلید تمام پلیدیهاست :امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.( 9 ) این یعنی دروغ گناهان بسیاری با خود می آورد مثل تهمت ، غیبت ، عداوت ، و ... و یادتان باشد که اصل خوی رشت سه تاست ، یک : حسد که باعث شد قابیل هابیل را بکشد و دوم طمع که باعث شد حضرت ادم از بهشت رانده شد و سوم غرور و خودپسندی که باعث شد شیطان بر آدم سجده نکند و از زمره فرشتگان درآید . حال این سه خوی زشت هزاران شاخه و برگ پیدا میکند که شامل همه گناهان میشود)
مرحله چهارم : جبران حقوق الهی است : مثلا نماز یا روزه های قضا شده را به جا آوریم . فراموش نکنید که خداوند به بندگان خود مهربان است.
البته حضرت علی برای کسانی که بخواهند در ردیف اولیای الهی قرار گیرند دو شرط سخت دیگر قرار داده است : پنجم : گوشتی که از حرام بر تن انسان روییده است با حزن و اندوه اب شود و ششم : انسان توبه کار زحمت و سختی عبادت را به بدن بچشاند همان گونه که شیرینی گناه را چشانده است.
دوستان حال با خود فکر کنید و اگر نمیتوانید این پنج کار را انجام دهید و سپس گناه کنید :
مردى خدمت امام حسين عليه السلام رسيد، و عرض كرد كه شخص گنه كارى هستم و نمى توانم خود را
از معصيت نگهدارم ، لذا نيازمند نصايح آن حضرت مى باشم . امام عليه السلام فرمودند:
پنج كار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مايلى بكن !
دوم : از ولايت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بكن !
سوم : جايى را پيدا كن كه خدا تو را نبيند، سپس هر گناهى مى
خواهى بكن !
چهارم : وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او
را از خودت دور كن و بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
پنجم : وقتى مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مايلى انجام بده ( 10 )
كيفيت نماز شب
نماز شب يازده ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك
نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر
نيت: دو ركعت نماز شب ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + ركوع +
سجده
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + قنوت +
ركوع + سجده + تشهد + سلام.
(نماز شبي كه در قست بالا آمده است را چهار بار تكرار كنيد كه جمعاً هشت ركعت نماز
شب ميشود).
نيت: دو ركعت نماز شَفْعْ ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + يك بار
سوره قول اعوذ برب الناس + ركوع + سجده.
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + يك بار
سوره قول اعوذ برب الفلق + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.
نيت: يك ركعت نماز وَتْر ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + سه بار سوره قول هو الله احد + يك بار
سوره قول اعوذ برب الفلق + يك بار سوره قول اعوذ به رب الناس
- در قنوت: خواندن كامل قنوت + در حاليكه دستهايتان در حالت قنوت است، (با
انگشتان دست راست يا با تسبيح) چهل بار بگوييد (
اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنينَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمينَ وَ
اَلْمُسلِماتْ ) «خدايا ببخش جميع مؤمنين مرد و مؤمنين زن را». و بعد از آن هفتاد بار بگوييد ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبي وَ
اَتُوبُ اِلَيه) «آمرزش ميطلبم از خدايي كه پروردگارم است و بسويش باز ميگردم».
سپس هفت بار بگوييد (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ
اَلْنار) «اين است مقام كسي كه از آتش قيامت به تو پناه ميبرد». سپس سيصد مرتبه بگوييد ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس يك بار
بگوييد ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ
اَلْغَفُورُ الرّحيم ) «پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذير به
راستي كه تو، توبه پذيرنده، بخشنده و مهرباني». + ركوع + سجد + تشهد + سلام
+ (پايان نماز) + تسبيحات فاطمة زهرا (س)
(تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها): (34 مرتبه، الله اكبر، 33 مرتبه،
الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله)
در حديثي آمده: خواندن تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است).
زمان نماز شب هم از 45 دقیقه قبل از نماز صبح خوب هست .
فوايد نماز شب
1) باعث خشنودي
خدا و دوستي ملائكه است.
2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.
3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.
4) باعث روشني دل است.
5) باعث استجابت سريع دعا است.
6) باعث پذيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.
7) باعث كفاره گناهان است.
8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز
است.
9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.
10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.
11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.
12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.
13) باعث تابش نور خدا به او ميشود.
14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.
15) باعث افزايش عمر است.
16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.
17) باعث نوعي صدقه است.
18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.
19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار ميدهد.
20)كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.
21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.
22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.
23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه
عريانند.
24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار
نماز شب در روز قيامت شادمان است.
25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله ميگذارد.
26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.
27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.
28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.
29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر
30) نماز شب،
نمازگزار را از عذاب قبر ايمن ميكند و برات آزادي از آتش جهنم است.
منابع :
1 - الكافي للشيخ الكليني، ج2، ص269 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج15، ص299
2 - صحيح مسلم، ج8، ص72 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج1، ص511 ـ مسند احمد إمام احمد بن حنبل، ج4، ص211 ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج5، ص320 ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج15، ص497
3 - الكافي للشيخ الكليني، ج2، ص435 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج16، ص74
4 - الصحيفة العلويّة الجامعة، ص 164 دعاى شماره 70 تأليف سيد محمد باقر ابطحى، چاپ: قم ـ مؤسّسة الإمام المهدى.
5 – مستدرک الوسائل ، میرزا نوری ج 12 ص 129
6 - مستدرک الوسائل ، میرزا نوری ج 12 ص 126
7 – کنزالعمال ح 10174
8 – کافی ج 2 ، کتاب الدعاء ، ص 504
9 - بحار الانوار، ج78، ص377
10- بحار، ج 87، ص 126