شبهه وهابیت : پس بدانید ای دوستان کسانی که در لباس دوستی با حضرت زینب وانمود میکنند که حجاب را از سر ایشان کشیدند.این حرف ها در حقیقت توهین به اهل بیت  پیامبر است نه بدگویی از یزید! برای یزید ضرر ندارد، برای اهل بیت دارد .خوب است بدانید عربان ( مثل همه قبایل) برای خود عاداتی داشتند در کشمکش طولانی بین رسول الله و مشرکین مکه ما هرگز ندیدیم که آنها به زنها تعرضی کنند  و پای زنان را بوسط دعوا بکشند.

 

جواب : ما که متوجه نشدیم دلیل نعل وارون این وهابی برای تبرئه یزیدیان چیست ؟ آیا او واقعا تاریخ را بدون غرض مطالعه کرده یا در تاریکی تیر می اندازد ؟

البته این را که میگویم از دید علمای وهابی و در راس آنها شیخ السلام آنها این تیمیه لعنت اله علیه برای تبرئه یزیدیان است و این ربطی به دیدگاه عموم اهل سنت ندارد . حال ما عقاید چندی از علمای اهل سنت را نسبت به یزید و لعنش می آوریم :

 

1 : تفتازاني از علماي مشهور اهل تسنّن ميكويد : اتفاق كردند (علما) بر جواز لعن يزيد  حق آن است كه يزيد راضي به كشتن حسين بود  ويكي از متواترات معنائي اهانة او به اهل بيت بيامبر است  بس ما در شان او توقّف نميكنيم بلكه در كفر او  خدا وانصار واعوانش را لعنت كند  (شذرات الذهب : ج1/ص123 جاب دار الكتب العلمية-بيروت-لبنان1419-1998 تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا )


2 :  سيوطي يكي از مشهورترين علماي اهل تسنّن ميكويد : خدا قاتل او را (امام حسين) را لعنت كند وابن زياد ويزيد با آنها
( تاريخ الخلفاء : ص159 نشر دار الكتاب العربي جاب دوم 1420-1999 تحقيق احمد زهوه - سعيد عيدروسي)


3 : ذهبي هم درباره يزيد ميكويد : ناصبي ، جلف ، خشن ، بوده است ، شراب مينوشيد و منكرات را انجام ميداد ، دولتش را با شهيد كردن حسين افتتاح كرد ، واختتامش داد با واقعه حرّه ، بس مردم از او بدشان آمد ، ودر عمرش بركتي نشد
( سير اعلام النبلاء : ج4/ص37 شماره 8 تحقيق شعيب الارنؤوط جاب مؤسسة الرسالة جاب 11 1419 – 1998 )

 

 4 : از احمد بن حنبل در مورد يزيد سوال شد پس گفت : او کسي است که آنچه کرد انجام داد ( کنايه از بزرگ بودن گناهان وي که حتي ذکر آنها هم قبيح است) و فرزند وي ، صالح به وي گفت : بدرستيکه عده اي ما را به محبت يزيد منسوب مي کنند  پس گفت اي فرزند و آيا کسي که به خدا و روز آخر ايمان دارد يزيد را دوست مي دارد ؟

 پس گفت : پس چرا او را لعنت نمي کني؟

پاسخ داد: و چگونه کسي را که خداوند در قرآن او را لعنت کرده است ، لعنت نکنم؟ "( اي منافقان) آيا اميد بستيد که چون سرپرست مردم شديد در روي زمين فساد کنيد ؟ و خويشاوندي هاي خود را از هم بگسليد؟ اينان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده وايشان را ناشنوا و چشم هايشان را نابينا کرده است "پس آيا فسادي بزرگتر از غارت مدينه و به اسارت گرفتن مردم آن وکشتن هفتصد نفر از قريش و انصار و کشتن هزاران نفر از کسانيکه شناخته نشدند از بنده و آزاد تا اينکه خون به قبر پيغمبر رسيد و سپس کعبه را با منجنيق هدف قرار داد و آن را خراب کرد و سوزانيد   و رسول خدا گفته اند : بدرستيکه قاتل حسين در تابوتي از آتش است که بر وي نصف عذاب اهل جهنم است و ايشان که درود خدا بر ايشان باد فرموده اند غضب خداوند و غضب من شديد شده است بر کسي که خون خاندان من را بريزد و من را در اهل بيتم آزار دهد .

  المنتقى من منهاج الاعتدال ذهبي ، ج1،  ص289

 

و دلیل این لعن هم مشخص است ، چون انها در عاشورا قساوت قلب را به آخرین حد خود رساندند و حتی به طفل شیر خوار رحم نکردند و یا سر 14 تن از خاندان نبوت را با زبان تشنه بریدند. با این اوصاف آیا انها به زن و کودکان رحم میکنند ( حال من شیعه چه چیزی را پنهان کنم وقتی صفحات تاریخ از این مطالب پر شده است ؟ ) . همانگونه که آمده :

مردم به سوى سُرخاب و جامه‏هاى گران‏بها و شتران رفتند و آنها را تاراج كردند
مردم به سوى حسين عليه السلام و اثاث و وسايل كاروان، هجوم آوردند و حتّى براى گرفتن لباس روى زنان نيز با آنها درگير مى‏شدند و چون چيره مى‏شدند آن را مى‏بردند(تاريخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۵۳ الكامل فى التاريخ : ج ۲ ص ۵۷۳)

یا

مردم همه اموال نقد و غير نقد حسين عليه السلام را ميان خود تقسيم كردند حتّى آنچه را در خيمه بود و لباس‏هاى تميز [يا رويينِ ] زنان را .  (البداية والنهاية : ج ۸ ص ۱۸۸)

یا

هنگامى كه حاملان سر حسين عليه السلام و يارانش به كوفه نزديك شدند عبيد اللَّه بن زياد در نُخَيله يا همان عبّاسيّه بود و شب فرا رسيد.
مردم براى تماشاى اسيران خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و روشنى چشم فاطمه بتول گرد آمدند زنى كوفى از بالاى بام پرسيد : شما از كدام اسيران هستيد؟
گفتند : ما اسيران خاندان محمّديم
آن زن پايين آمد و چادر و پيراهن و مقنعه برايشان جمع كرد و به آنها داد تا خود را بپوشانند . (مثير الأحزان : ص ۸۵)

آنها حتی امام سجاد را هم که مریض بود میخواستند بکشند . به نقل از حميد بن مسلم آمده به على بن الحسين ( امام سجاد ) علىِ كوچك‏تر [از على اكبر ]رسيدم او بيمار بود و در بستر افتاده بود شمر بن ذى الجوشن با پيادگانِ همراهش رسيد آنان گفتند : آيا اين را نكشيم؟
من گفتم : سبحان اللَّه! كودكان را بكشيم؟! اين يك بچّه است.
پيوسته اين كارم بود و هر كس را كه مى‏آمد از او دور مى‏كردم تا آن كه عمر بن سعد آمد و گفت : هيچ كس وارد خيمه اين زنان نشود كسى به اين جوان بيمار نيز كارى نداشته باشد هر كس كه چيزى از وسايل اينان برداشته به ايشان برگرداند.
امّا به خدا سوگند كسى چيزى بر نگرداند.
على بن الحسين عليه السلام به من فرمود : «خير ببينى كه - به خدا سوگند - خداوند شر را با سخن تو از من دور ساخت!»   ( تاريخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۵۴ مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى : ج ۲ ص ۳۸)

.

البته شیعیان سعی میکنند این مسایل را زیاد بیان نکنند . اما همانگونه که میبیند تاریخ پر است از این گونه رذائل یزیدیان .

حال سوال ما از این وهابی این است که حجاب برداشتن از اهل بیت یک حقیقت است ولی ایا خداوکیلی این چرندیات شما در کتب معتبرتان در مورد پیامبر هم نستجیر به اله حقیقت دارد ؟  مثلا :

1 : انس گفت : رسول خدا صلي الله عليه وسلم در يك ساعت از شبانه روز بين يازده زن خويش مي گشت !!! به انس گفتم : آيا او نيروي اين كار را داشت؟ پاسخ داد : در ميان ما صحابه اين چنين مطرح بود، كه به آن حضرت نيروي سي مرد داده شده است !!!(صحيح بخاري ، ج1، ص71)

 

2 : پيامبر در جلوى مردم برهنه و عريان شد . (بخاري ، ج1، ص 96 ، ح364)

 

3 : پیامبر ایستاده بول میکرد ( صحیح بخاری جلد 1 ص 72)

 

4 : پيامبر فراموش میکند و در حال جنابت نماز مى خواند. ( صحيح البخاري، ج 1، ص77، ح 275)

و ...

حال سوال ما این است که مثلا اگر یک امام جماعت مسجدی بیاید بدون غسل جنابت و بعد بگوید که صبر کنید تا من بروم غسل جنابت کنم و بیایم شما راجع به او چه فکر میکنید ، یا یک نفر بگوید پدرتان را دیدم که ایستاده بول میکند شما راجع به پدر و کسی که این حرف را به شما زده است چه فکر میکنید.

آیا خداوندی که پیامبر را در قران اسوه حسنه برای ما معرفی میکند ، حقیقتا این از نظر شما اسوه حسنه است ؟

ایا شما از این اسوه حسنه پیروی میکنید ؟

ایا سنت رسول خدا در کتاب صحیح بخاری است و لا غیر ؟

دلیل این افتراها که به پیامبر بسته است واقعا چیست ؟ ایا نمیخواهد که مقام پیامبر را در حد خلفا  پایین بیاورد.برای نمونه بر اهل سنت ثابت شده است که عمر ایستاده بول میکرد (عمر مي‏گويد: پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مرا ديد كه ايستاده بول مي‏كنم. به من گفت: اي عمر! ايستاده بول نكن و من بعد از آن ايستاده بول نكردم.عمر مي‏گويد: از وقتي كه اسلام آوردم ايستاده بول نكردم.(لابد آن گاه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم او را ديد كه ايستاده بول مي‏كند و او را نهي كرد، هنوز اسلام نياورده بود! اين را مي‏گويند صدق حديث!))؛ حال با ساختن این جمله برای پیامبر ایا واقعا درست است ؟

چرا کسی را که میخواهد با اسلام و روح ان اشنا شود به او میگویند برو کتاب بخاری را بخوان ، ایا بعد از خواندن این خزعبلات هم به خدا و هم به فرستاده اش و هم به اسلام بدبین نمیشود ، ایا به ریش مسلمانان با این اسوه حسنه یشان نمیخندد ؟ ایا سلمان رشدی و کسانی که فیلم علیه پیامبر میسازند ایا از روی این روایات شما نیست ! شما با سنت نبوی چکار کردید ؟ حال به شیعه خرده میگیرید که ابروی اهل بیت را میبرند ؟

 

اما این که اورده : عربان ( مثل همه قبایل) برای خود عاداتی داشتند در کشمکش طولانی بین رسول الله و مشرکین مکه ما هرگز ندیدیم که آنها به زنها تعرضی کنند  و پای زنان را بوسط دعوا بکشند.

 

جواب : باید به ایشان گفت که این افاضاتتان سند هم دارد یا نه ؟ و سؤال ما اين است كه اين غيرتى كه شما آن را با آب و تاب نقل مى‌كنيد، هنگام دفن دخترانشان كجا رفته بود؟ خداوند كريم با يادآورى اين قضيه تلخ مى‌فرمايد:

وَإِذَا الْمَوْءُدَةُ سُئلَت‏. بِأَىّ‏ِ ذَنبٍ قُتِلَت‏. تكوير / 8 و 9.

و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود: به كدامين گناه كشته شدند؟!.

محمد بن جرير طبرى در تفسيرش مى‌نويسد:

حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة وإذا الموؤودة سئلت: هي في بعض القراءات: سألت بأي ذنب قتلت؟ لا بذنب، كان أهل الجاهلية يقتل أحدهم ابنته، ويغذو كلبه، فعاب الله ذلك عليهم.

مردم زمان جاهليت دخترانشان را مى‌كشتند و سگها را پرورش مى‌دادند، خداوند اين عمل را براى آن‌ها زشت شمرده است.

الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 30، ص 72، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ

 

اما اینکه وهابی میگوید : در کشمکش طولانی بین رسول الله و مشرکین مکه ما هرگز ندیدیم که آنها به زنها تعرضی کنند . خیلی عجیب است مگر نه اینکه سميه دختر خباط مادر عمار ياسر هفتمين كسى است كه اسلام آورد، ابوجهل او را اذيت مى‌كرد و آن قدر نيزه بر پايين شكمش زد تا به شهادت رسيد، و او نخستين زن شهيد در اسلام است. آل بنومغيره، چون مسلمان شده بود و دست بردارد نبود او را آزار و اذيت كردند؛ تا كشته شد. رسول خدا (ص)، منظره شكنجه شدن عمار و مادر و پدرش را در مكه مى‌ديد و مى‌فرمود: اى خاندان ياسر! صبور باشيد كه وعده‌گاه شما بهشت است.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7، ص 712، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412 - 1992.

 

انها بعد از مسلمان شدن و فوت پیامبر هم  به نفاق رو آورده و با همسرانشان بدرفتارى كرده و حقوق همسرانشان را رعايت نمى‏كردند :

عبداللّه‏ بن عمر مى‏گويد: در زمان پيامبر اكرم از تندخويى، بدرفتارى و كوتاهى در حق همسرانمان مى‏ترسيديم، زيرا ترس آن را داشتيم كه در صورت بدرفتارى با همسرانمان، از سوى خداوند آيه‏اى در شأن ما نازل شود، اما پس از رحلت پيامبر اكرم رفتار ما با همسرانمان تغيير كرد، (زيرا مطمئن بوديم آيه‏اى نازل نخواهد شد).

«كنّا نتّقي الكلام و الإنبساط إلى نسائنا على عهد النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، هيبة أن ينزل فينا شيء، فلمّا توفّي النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم تكلّمنا و انبسطنا».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 3، ص 257، كتاب النكاح، باب الوصاة بالنساء.

عينى يكى از مهمترين شارحان صحيح بخارى در شرح و توضيح اين روايت مى‏نويسد: صحابه در زمان پيامبر اكرم با همسرانشان با رفق و مدارا برخورد كرده و حقوق آنان را رعايت مى‏كردند، زيرا مى‏ترسيدند اگر در حق همسرانشان كوتاهى كرده و حقوق آنان را رعايت نكنند، از طرف خداوند آيه‏اى نازل شود و آن‏ها را مذمت كند. اما پس از رحلت پيامبر اكرم حقوق همسرانشان را رعايت نكرده و با آنان با خشونت رفتار مى‏كردند، زيرا مطمئن بودند كه پس از رحلت پيامبر اكرم آيه‏اى در مذمت آنان نازل نخواهد شد.

عينى، عمدة القاري شرح صحيح البخاري: ج 20، ص 167، كتاب النكاح، باب الوصاة بالنساء، شرح حديث 117.

 

و بیخود نیست که علمای وهابی نیز میگویند :خداوند به ما اجازه داده که چارپايان را بزنيم زيرا آنها زبان نفهم هستد و چيزي جز زبان کتک نمي فهمند. وقتي آنها را مي زنيم، آنها اطلاعت مي کنند. با زن نيز بايد چنين رفتاري کرد!

این حرف را محمد العريفي مفتي سرشناس و جنجالي وهابيت در عربستان سعودي که هر از چند گاهي با اظهار نظرهاي عجيب و غريب خود جنجالي جديد مي آفريند، در يکي از جديد ترين اظهارات خود کتک زدن زن توسط شوهر را جايز دانسته است.

اما دليلي که اين مفتي وهابي براي جايز دانستن کتک زدن زنان آورده بسيار عجيب است. او در اين باره مي گويد: زنان مانند چارپايان هستند، چيزي نمي فهمند يعني نفهم هستند لذا زدن آنها جايز است.

وي که در يک برنامه اجتماعي در شبکه ماهواره اي LBC لبنان سخن مي گفت، در ادامه مي افزايد: خداوند به ما اجازه داده که چارپايان را بزنيم زيرا آنها زبان نفهم هستد و چيزي جز زبان کتک نمي فهمند. وقتي آنها را مي زنيم، آنها اطلاعت مي کنند. با زن نيز بايد چنين رفتاري کرد!

علاقمندان براي مشاهده کليپ اظهارات عجيب و جنجالي اين مفتي وهابي، مي توانند به آدرس اينترنتي ذيل مراجعه کنند :

http://www.youtube.com/watch?v=ty-q9GTure4#t=76

 

حا ما فقط چند نمونه از غیرت اعراب و خصوصا عمر را که پای زنان را به میان نمیکشید ! ذکر میکنیم :

 

نمونه اول :  خليفه دوم در جلوي چشم نبي مكرم (صلي الله عليه و‌‌ آله) و در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌‌ آله)، وقتي زينب، دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفته بود و زنان به خاطر اين مصيبت گريه مي‌كردند:

فلما ماتت زينب إبنة رسول الله صلي الله عليه و سلم ... فبكت النساء، فجعل عمر يضربهن بسوطه، فأخذ رسول الله صلي الله عليه و سلم بيده و قال: مهلا يا عمر! ثم قال: أبكين ... .

... وقتي زنان گريه كردند، عمر هم آن زنان را با شلاق مي‌زد. رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ سلم) هم دست عمر را گرفت و فرمود: بس كن اي عمر! سپس رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ سلم) به زنان دستور داد: گريه كنيد ... .

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 1، ص 238 و 335 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج 3، ص 190 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج 3، ص 17 ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج 3، ص 398

 

نمونه دوم : آقاي عبد الرزاق صنعاني در روايت ديگري هم نقل مي‌كند از اعمش از ابراهيم و مي‌گويد:

طاف عمر بن الخطاب في صفوف النساء، فوجد ريحا طيبة من رأس إمرأة، فقال: لو أعلم أيتكن هي لفعلت و لفعلت، لتطيب إحداكن لزوجها، فإذا خرجت لبست أطمار وليدتها، قال: فبلغني أن المرأة [التي ] كانت تطيبت بالت في ثيابها من الفرق.

عمر بن خطاب در جمع و صف زنان حركت مي‌كرد تا اين‌كه بوي خوشي از يكي از اين زنان به مشامش رسيد و گفت: اگر بدانم كدام‌يك از شما اين بوي خوش را استعمال كرده‌‌ايد، چنين و چنان مي‌كنم. شما موظف هستيد فقط براي شوهر خود بوي خوش را استعمال كنيد ... ، راوي مي‌گويد: شنيدم آن زني كه بوي خوش استعمال كرده بود، از ترسش لباسش را خيس كرد.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج 4، ص 373، ح 8117

 

نمونه سوم : عمر اگر كنيزي را مي‌ديد كه روسري گذاشته است، او را با شلاق مي‌زد و مي‌گفت: حجابت را بردار اي بو گندو! [يعني كسي كه بوي گنديده مي‌دهد و ذليل است]

المبسوط للسرخسي، ج 1 ص 212 و ج 10، ص 151 ـ حاشية رد المحتار لإبن عابدين، ج 6، ص 684 ـ نصب الراية للزيلعي، ج 6، ص 142 ـ الدراية في تخريج أحاديث الهداية لإبن حجر، ج 2، ص 230 ـ معاني القرآن للنحاس، ج 5، ص 378 ـ تفسير السمعاني، ج 4، ص 307 ـ الجامع لأحكام القرآن للقرطبي، ج 14، ص 244 ـ تفسير الثعالبي، ج 4، ص 359

جالب اين است كه اين را آقاي سرخسي كه از فقهاء بنام احناف است نقل مي‌كند و مي‌گويد:

قال أنس رضي الله عنه: كن جواري عمر رضي الله عنه يخدمن الضيفان، كاشفات الرؤس، مضطربات البدن.

أنس رضي الله عنه مي‌گويد: كنيزان آقاي عمر رضي الله عنه از ميهمانان پذيرايي مي‌كردند در حالي‌كه بدون حجاب بودند و بدن‌شان هم نمايان بود.

المبسوط للسرخسي، ج 10، ص 151

چه بسا يك غلام يا يك كنيز در نزد خداوند از صدها حرّ و آزاد آبروي بيشتري داشته باشد و قرآن هم مي‌فرمايد:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ

سوره حجرات / آيه 13

 

نمونه چهارم : عمر، خواهرش را كتك زد: برخى از عالمان اهل تسنن؛ از جمله شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام، محمد بن سعد در الطبقات الكبرى و... نقل كرده‌اند كه پس از اطلاع عمر بن خطاب از اسلام آوردن داماد و خواهرش، به خانه آن‌ها آمد و شوهر خواهرش را مورد ضرب و شتم قرار داد، خواهرش براى دفاع از شوهرش مداخله كرد، عمر چنان با مشت به صورت او كوبيد كه خون از تمام صورتش جارى شد.

فمشى عمر فأتاهما وعندهما خباب فلما سمع بحس عمر توارى في البيت فدخل فقال: ما هذه الهينمة؟ وكانوا يقرءون طه قالا: ما عدا حديثا تحدثناه بيننا قال: فلعلكما قد صبأتما؟ فقال له ختنه: يا عمر إن كان الحق في غير دينك؟ فوثب عليه فوطئه وطئا شديدا فجاءت أخته لتدفعه عن زوجها فنفحها نفحة بيده فدمي وجهها.

عمر نزد آن دو (خواهر و همسر خواهرش) رفت؛ خباب نيز آنجا بود و هنگامي که احساس کرد عمر به آن جا مى‌آيد، در خانه پنهان شد؛ عمر گفت: اين سر و صداها چيست؟ ـ آنان سوره طه را تلاوت مى‌کردند ـ پاسخ دادند: چيزى جز سخنانى که به هم مى‌گفتيم نبود؛ عمر گفت: شايد شما از دين بيرون رفته‌ايد؟

شوهر خواهرش پاسخ داد: اى عمر؛ اگر حق در غير دين تو باشد چه خواهى کرد؟

عمر به او حمله كرد و او را لگد کوب نمود، خواهرش آمد تا از شوهرش دفاع کند؛ اما عمر با دست بر صورت او کوبيد که صورتش خونين شد.

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 3، ص 386؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 1، ص 174، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛

 

نمونه پنجم : طبرانى در معجم كبير خود روايتى را با سند صحيح نقل مى‌كند كه عمر بن خطاب، در حضور رسول خدا صلى الله عليه وآله اعتراف مى‌كند كه دخترانش را زنده به گور كرده است: نعمان بن بشير مى‌گويد كه از عمر بن خطاب در باره تفسير آيه «وإذا الموؤودة سئلت» شنيدم كه مى‌گفت: قيس بن عاصم نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله و گفت: من در زمان جاهليت هشت دختر خود را زنده به گور كردم، چه كار كنم؟ آن حضرت فرمود: براى هر كدام از آن‌ها يك بنده آزاد كن .

من (عمر) گفتم: من چوپان شتر بودم، آن حضرت فرمود: اگر خواستى براى هر كدام از آن‌ها يك شتر اهداء كن.

المعجم الكبير، ج 18   ص 337، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م.

هيثمى در باره سند اين روايت مى‌گويد:

رواه البزار والطبراني ورجال البزار رجال الصحيح غير حسين بن مهدي الأيلي وهو ثقة .

اين روايت را بزار و طبرانى نقل كرده‌اند، تمام راويان بزار راويان صحيح بخارى هستند؛ غير از حسين بن مهدى أيلى كه او نيز ثقه است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 7   ص 134 ، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – 1407هـ.

 نمونه ششم : که قلب ما شیعیان را شدیدا به درد اورده است ، جسارت او به فاطمه زهرا میباشد . که قصه اش را همه میدانید. حتی دشمن ترین دشمنان اهل بیت نیز ان را نقل کرده است :ابن تیمیه در كتابش منهاج السنه ج 4، ص 220 مي‌گويد: او يعني: عمر بن خطاب «كبس البيت» يعني: به خانه حضرت فاطمه هجوم برد تا ببيند آيا در آن‌جا چيزي از بيت المال هست تا آن را بردارند و قسمت كرده و به مستحقين برسانند. ( خاک بر سرت کنن با این توجیهت )

پس قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها مسئله ثابت شده‌اي است كه حتى ابن تيميه نيز نتوانسته آن را انكار كند.

.

.

.

نمردیم و معنی غیرت را هم فهمیدیم !